الملا فتح الله الكاشاني
319
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
قبله است و آيات مذكوره ناسخ اين آيه است كه وَلِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه اللَّه و مرويست كه چون حق تعالى در آيهء سَيَقُولُ السُّفَهاءُ وعدهء حضرت رسالت داده بود تحويل قبله را و هميشه آن حضرت منتظر ميبود و ديگر آنكه چون كعبه قبلهء ابراهيم عليه السّلام بود كه جد آن حضرت بود و اقدام القبلتين و ادعى بايمان عرب به جهت اين كعبه نزد او احب قبلتين بود و مع ذلك يهود ميگفتند كه محمد روى بقبلهء ما نماز ميگذارد و آن حضرت از اين قول بسيار غمگين بود و به اين جهت بسيار ميل داشت كه كعبه قبله او باشد روزى جبرئيل عليه السّلام نزد وى آمد گفت يا جبرئيل وددت ان اللَّه صرفنى عن قبلة اليهود الى غيرها دوست ميدارم كه حقتعالى روى مرا به غير قبلهء يهود گرداند جواب داد كه يا رسول اللَّه ( انا عبد مثلك و انت كريم على ربك فسئله ) يعنى جز اين نيست كه من بندهام مثل تو و تو بزرگوارى بر پروردگار خود پس دعا كن و از او درخواه تا تحويل قبله كند بجايى كه مرضى تو است و چون جبرئيل برفت آن حضرت پيوسته بر هوا مينگريست باميد اينكه در اين باب وحى نازل شود حق تعالى اين آيه فرستاد كه * ( قَدْ نَرى ) * بدرستى كه ميبينيم * ( تَقَلُّبَ وَجْهِكَ ) * تحول و گرديدن روى تو را * ( فِي السَّماءِ ) * در جهت آسمان براى تطلع وحى * ( فَلَنُوَلِّيَنَّكَ ) * پس متمكن ساختيم تو را از روى آوردن * ( قِبْلَةً تَرْضاها ) * به آن قبله كه تو ميخواهى و مىپسندى و اين مأخوذ است از ( وليتك كذا اذا صيرته واليا ) و يا معنى آنست كه گردانيديم تو را كه يلى جهت قبله و در آيه دليل است بر كمال ادب آن حضرت كه منتظر وحى بود بدون سؤال كردن به آن از حضرت عزت و چون قبله كه مرضى او بود موافق مشيت و حكمت حق سبحانه بود از اين جهت فرمود كه متمكن گردانيديم تو را بجانب قبلهء كه مرضى تست و بعد از آن به جهت تصريح بر تعيين آن فرمود كه * ( فَوَلِّ وَجْهَكَ ) * پس بگردان روى خود را مراد همهء بدن است * ( شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * در جانب مسجد الحرام كه محيط است به خانه و تسميهء بدن بوجه جهت آنست كه ظهور توجه بدن بوجه است و شطر در اصل موضوع است براى آنچه منفصل است از شيء مأخوذ از ( شطر اذا انفصل و دار شطور اى منفصلة عن الدور ) و بعد از آن مستعمل شده براى جانب شيء و اگر چه از آن منفصل نباشد مانند قطر و حرام بمعنى محرمت اى ( المسجد المحرم فيه القتال او ممنوع عن الظلمة ان يتعرضوه ) و ذكر مسجد دون كعبه جهت آنست كه آن حضرت در مدينه بود و بعيد را كافى است مراعات جهت چه استقبال عين قبله موجب حرج است بخلاف قريب و ثعلبى در كتاب خود از ابن عباس روايت كرده كه ( البيت كله قبله و قبله البيت الباب و الباب قبلة اهل المسجد و المسجد قبلة اهل الحرم و الحرم قبلة اهل الارض كلها ) و اين موافق قول بعضى